تبليغاتX
به کلبه کوچکم خوش آمدید
به کلبه کوچکم خوش آمدید


دارم میرم...

سلااااااااااااااااااام


خوبيد دوستاي خوبم


راستشو بخوايد اين آپم با بقيه آپ هام خيلي فرق داره

 
چون دارم کلا وبمو تعطيل ميکنم


از همه دوستاي خوبم تشکر ميکنم که تو اين مدت تنهام نذاشتن


(آرام جون خودم که هميشه باهام بود,نياز خانوم گل,ترنم گلم که اول نظراش

همش يوهوووووووووووو بود.تازه قرار شده هر وقت منوديد آتش نشانيو هم خبر کنه

  يادت نرفته که ترنم جان.شبدر عزيز. آبجي مائده که واقعا مثل یه

آبجي خوب بودبرام,تيام جان با آريان کوچولوش.درنا جان که اميدوارم هميشه

 موفق باشه.جيران .غزل.آقا

 اشکان.سجاد.نيوشا خانوم و بقيه دوستاي خوبم).


از همتون تشکر ميکنم و اميدوارم که همتون هر جا که هستين موفق باشين


از همه دوستاي خوبم هم عذر خواهي ميکنم که نتونستم دوست خوبي براتون

 بمونم.


در آخر هم تشکر ميکنم از آرام جان که اميدوارم منو ببخشه و هر جا که هست موفق

 و پيروز باشه.
 



+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط   | 



دیدن تو...

به عشق توگرفتارم،دراين دنيا تورو دارم


توروتاجون به تن دارم،ديگه تنها نميزارم

 
من غصه گوي عشقم تو بهترين کلامي


قشنگترين خيالي که هرنفس باهامي


وقتي تويي کنارم آسمون آبي رنگ


ميام به ديدن تو دنيا باتو قشنگ


براي ديدن تودست ميگيرم فانوس راه


طلسم راه ميشکنم مگيزرم ازشب سياه


به گوش کوه و درودشت اسمتوفرياد ميزنم


تا هرجا هستي بشنوي که تنهاعاشقت منم


واسه دوباره ديدنت ميشم گل اقاقيا


تا زيرپاهات بميرم پرپربشم توجاده ها


براي ديدن توثانيه هارو ميشمارم


براي ديدن تومن ازيه دنيا دل ميبرم


براي ديدن تو هزار بارميميرم


براي ديدن تودوباره من جون مي گيرم.



+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/14ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط   | 



تنهاترین عاشق...

 

تنهاترين عاشق منم که غم نشسته روتنم


تواين دياربي کسيم ازتو دارم حرف ميزنم


ستاره اميد من تويي فقط توآسمون


عشقي بجز توندارم نگوبه من تنهانمون


نگونه طاقت ندارم,با دلم قرارميزارم


تا ابد عاشقم,چشم انتظارم


نميتونم احساسمو با کسي قسمت بکنم


به تلخي نبودنت بايد که عادت بکنم


کي ميتونه براي من،مثل تومهربون باشه


گلايه هامو بشونه برام يه همزبون باشه.



+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط   | 



پیشم بمون...

گريه کردم تابگي اين همون عاشقترينه


نگات نکردم تابگي اون عاشقه,عشقم همينه


هنوزبه خواب من مياي يعني نگاهت خاطرم هست


ببين چه ساده باختمت ببين چه ساده رفتي ازدست


واي که دوباره ديدنت آتيش به جونم ميزنه


چشم توچشمهاي تودوختن تموم روياي منه


يادته زيربارون لحظه هاي ديدني بود


چهره بچگي هامون حرفاي شنيدني بود


هنوزم وقتي که بارون ميزنه ياد تو هستم


بيا دستمو بگير بيا ببين خيلي خستم


واي که دوباره ديدنت آتيش به جونم ميزنه


چشم توچشمهاي تودوختن تموم روياي منه


يه لحظه ساکت شو با صداي من


صداي قلبمه که تورو ميخواد


اينجا آخر خط نيست غش نکن دوباره


يه لحظه بشين تو دلم باهات حرف داره


آره باهات حرف داره ميخواد بگه دوستت داره


هر چند دل تو حرفاشو باور نداره


گريه کردم ولي تو نفهميدي


شکوه کردم ولي تو خنديدي


من ميخوام تو تنها نشي


اسير هميشگي اين غم ها نشي


هنوزم وقتي که بارون ميزنه بياد تو هستم


بيا دستمو بگير بيا ببين خيلي خستم .



+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 9:5 قبل از ظهر  توسط   | 



قصه تو.قصه من...

قصه تو،قصه من،قصه تگرگو شبنم


قصه برف وشراره،قصه دشنه ومرحم


قصه من،قصه تو،قصه تلخ دوباره


قصه پلنگ عاشق،قصه صيد ستاره


منو بشناسون دوباره به منوآينه و ديدار


منو تازه کن به بوسه منودست گريه نسپار


يه ترانه ازتو دورو يه ترانه به تونزديک


پيش تو گم ميشم از تواي غزل باره تاريک


خسته و دليگرم از من درو باز کن به ستاره


يه نفس نوازشم کن بزار از شب گل بباره


چيزي تا گريه نمونده پربغض همه حرفام


منو با يه بوسه بشکن که سکوت همه دنيام.



+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/24ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط   | 



قسمت نبود...

خودت ميدوني،ميدونم دليل رفتنت چي بود


اما ميتونستي نري چرا ميگي قسمت نبود


اگه قسمت نبود چرا توموندي خدا چرا ماروبهم رسوندي


اگه ميدونستي يه روزي ميري چرا روزارو تا اينجا کشوندي


چي بودم چي شدم بخاطرتو،ولي پشت دلم روخالي کردي


حالا اسمت مياد گريم ميگيره نميدوني که بادلم چه کردي


اگه درحق توخوبي نکردم هم بدون که خالي بود دستاي سردم


ولي من درعوض هرچي که بودم بااحساسات توبازي نکردم


اگر چه ميدونيم دوستم نداري به هردر ميزنم تنهام نزاري


اگر پاي کسي هم درميونه بزاراسمت حداقل روم بمونه


دم آخر بزاردست توي دستام،بزار بهت بگم دردم چي بوده


فقط لطفي کنوحرفامو بشنو شايد ديگه نگي قسمت نبوده


اگه تصميم رفتن روگرفتي ببخشش اگه پشيمونت نکردم


آره من واسه توکم بودم اما بااحساسات تو بازي نکردم.



+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/21ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط   | 



کسی بجز تو یارمن نیست...

نه ميشه با تو سر کنم،نه ميشه ازتوبگذرم


بيا به داد من برس من از تومبتلاترم


بگو کجا رها شديم،بگو کجاي رفتنيم


من ازتو درگريزو تو،چرا هميشه بامني


کسي بجز تو يار من نيست


 گذشتن از تو کار من نيست


بجز خيال تو هنوزم


ببين کسي کنار من نيست


دوباره تبت داره نفسمو ميگيره


دوباره هواداره پي حرف تو ميره


اين خونه بي تو طاقت زندگي نداره


حتي نفس هام تورو بياد من مياره


کسي بجز تو يار من نيست گذشتن از تو کار من نيست


بجز خيال تو هنوزم ببين کسي کنار من نيست.



+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/15ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط   | 



وقتی که عاشقم شدی...

وقتي که عاشقم شدي پاييز بود


تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود


تنگ بلوري دلت  درست مثل دل من


کلي لبش پريده بود همش پره ترک بود


وقتي که عاشقم شدي چيزي ازم نخواستي


توقعت فقط يکم عاشقي و نوازش و کمک بود


چه روزا که با هم ديگه مسابقه گذاشتيم


که رو گل کدوممون قايق شاپرک بود؟


تقويم که از روزا گذشت دلم يه جوري لرزيد


راستش دلم خونه ترديد و هراس و شک بود


ديگه نه از تو خبري بود و نه از آرزوهات


قحطي مژده و روزاي خوش و قاصدک بود


يادم مياد روزي رو که هوا گرفته بود

 
اشکاي سرخ آسمون آروم و نم نمک بود


تو در جواب پرسشم فقط همينو گفتي


عاشقيمون يه بازي شايد الک دولک بود


کسي که تا ديروز برام تو کل دنيا تک بود


قصه با تو بودن و مي شه فقط يه جور گفت


کسي که رو زخماي قلبم مث نمک بود...

 

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/11ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط   | 



آرزو...

آرزوي من اينست که دوروز طولاني


در کنار تو باشم فارغ از پشيماني


آرزوي من اينست يا شوي فراموشم

 
يا که مثل غم هر شب گيرمت در آغوشم


آرزوي من اينست که تو مثل يک سايه

 
سرپناه من باشي لحظه تر گريه


آرزوي من اينست نرمو عاشقو ساده


همسفرشوي با من در سکوت يک جاده


آرزوي من اينست هستي تو من باشم


لحظه هاي هوشياري مستي تو من باشم


آرزوي من اينست تو غزال من باشي


تک ستاره روشن در خيال من باشي


آرزوي من اينست در شبي پراز رويا


 پيش ماه و تو باشم لحظه اي لب دريا


آرزوي من اينست ازسفر نگويي تو


 توهم آرزويي کن اوج آرزويي تو


آرزوي من اينست مثل ليلي و مجنون


پيروي کنيم از عشق,اين جنون بي قانون


آرزوي من اينست زير سقف اين دنيا


 من براي تو باشم تو براي من تنها.
       



+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/08ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط   | 



بی تو...

 

دارم دق ميکنم,تحمل ندارم,ديگه خسته شدم,دارم کم ميارم


دلم تنگ شده,ديگه ناندارم,همش فکرتوام,همش بي قرارم


ديگه اشکي برام,نمونده که بخوام,برات گريه کنم,فداي توچشام


دلم داره واسه,تو پرپر ميزنه,تورفتيو هنوز,خيالت با منه


بدون تو کجا برم کنار کي بشينم,تو چشماي کي خيره شم خودم روتوش ببينم


تو که نيستي به کي بگم چشاشو روم نبنده


به کي بگم که يه کم نازم کنه که بهم نخنده


بدون تو با کي حرف بزنم دردت بجونم


تو اين دنيا به عشق کي به شوق کي بمونم


به جون چشمات از تموم اين زندگي سيرم


تو که نيستي همش آرزو ميکنم که بميرم


دارم دق ميکنم,تحمل ندارم,ديگه خسته شدم,دارم کم ميارم


دلم تنگ شده,ديگه ناندارم,همش فکرتوام,همش بي قرارم.



+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/01ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط   | 



عشق اول...عشق آخر...

عشق اول مهربونم سرتو بزار رو شونم


عشق اول مهربونم چتر موهات سايه بونم


عشق اول نازنينم دستتو بزار تو دستام


عشق اول بهترينم بوي تو داره نفس هام


عش اول عشق آخر اگه امشب درکنارم


تورو دارم تورو دارم پس چراچشم انتظارم


عشق اول عشق آخر نکنه خوابم دوباره


نکنه تنهام بزاري بشه قلبم پاره پاره


 نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم


نکنه هرگز ندوني که تورو من ميپرستم


نکنه هرگز ندونم راز اون ناز نگاتو


نکنه هرگز نخونم شعر غمگين چشاتو


اگه من حتي ندونم اسمتو اي مهربونم


اگه تو حتي ندوني ازمن نامو نشوني


عشق اول عشق آخر نکنه خوابم دوباره


نکنه تنهام بزاري بشه قلبم پاره پاره.

 

 
 



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط   | 



دل...

چه بي ريا آمدم به قلب عاشق تو


باورم شد حرف هاي به ظاهر صادق تو


چه پرغرور ميروي از اين دل شکسته


انگار عهدي نبستي با اين عاشق خسته.


جنگل چشهم هات هواش چه سرده


هر نگاه تو حديث درده


رفتنت ديگه شده مسلم


اما دل هنوز باور نکرده


نکنه رنجيدي از من بگو تقصيرم چيه


يا که دل به ديگري دادي بگو اون کيه


نکنه که از حقيقت توميخواي فرار کني


بري و يک بار ديگه منو بي قرار کني.


به اون شقايقي که مست عشقه


از تو جدا شدن شکست عشقه


من باوفا بودم با من جفا کردي


تنها خدا داند با دل چه ها کردي


شرمنده ام از دل از عشق بي حاصل


جنگل چشهم هات هواش چه سرده


هر نگاه تو حديث درده


رفتنت ديگه شده مسلم


اما دل هنوز باور نکرده.

 

 

 

 


 



+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/23ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط   | 



لالالالا...

لالالالا گل پونه بيا که بدون تودل خونه.


بيا که بدون تو تن خستم لبريزاز حس جنون.


لالالالا گل لاله زندگي بي تو واسم محال.


بيا ازاون وقتي که رفتي اين داره دل همش مي ناله.


گريه شده کارمنوِِ غصه شده همدم من. 


قطره اشکت تو چشام شده شريک غم من.


خونه بدون تو شده مثل يه زندون سوت و کور.


من موندمو هق هق واسه خاطره هاي جورواجور.


بيا که با اومدنت تموم ميشه دردهاي من.


بيا که وقتي تو باشي قشنگ ميشه دنياي من.


بدون که تو هق هق من جز غم دوري حرفي نيست.


بدون دليل گريه هام جزبي تو بودن چيزي نيست.


براي من که عاشقم عشق هميشگي تويي.


اون که کنارش دلخوشم فقط تويي تويي تويي.

 



+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/18ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط   | 



تنهای تنها

اين چيه؟


زير خاكيه يادگار مادرمه.اين نشون الهه زيگوراته.


ولي مفته.


شانس مياره.


براي تو چه شانسي مياره.


براي من...همين كه شمارو ديدم.
.
.
.
.
يادته تو توي قلبم اومديو پا گذاشتي.


گفتمت عاشقتم من-يادته.


يادته تو توي قلبم اومديو پا گذاشتي.


گفتمت عاشقتم من-يادته.


اما رفتيو نموندي.دل من روتو سوزوندي.


عشقو آتيش زدي رفتي-يادته.


بخدا ديگه تنهاي تنهام.


مثل تو شدم رسواي دنيا.


نمي خوام حتي يه لحظه ببينم تورو برو نبينم.


بخدا ديگه تنهاي تنهام.


مثل تو شدم رسواي دنيا.


نمي خوام حتي يه لحظه ببينم تورو برو نبينم ...



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/18ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط   | 



عشق.............................................

دختر و پسري با هم دوست بودند


پسر به دختر ميگه براي هميشه پيشم ميموني


دختر ميگه آره


پسر ميگه حتي اگه چشمهام كور باشه


دختر بازم ميگه آره


بعد دختر به پسر ميگه


حالا اگه يه روز چشمهات خوب شد تو پيشم ميموني


پسر ميگه مطمئن باش كه ميمونم شك نكن


چند وقت ميگذره


به پسر خبر ميدن كه دو تا چشم براي پيوند آماده هست


پيوند انجام ميشه و پسر خوب ميشه و ميتونه ببينه


روز قرار با دختر فرا ميرسه


پسر ميبينه كه دختر كور هستش


بعد دختر به پسرميگه حالا پسشم ميموني


پسر ميگه نه


دختر ميگه متاسفم


تو با اين چشمها كه هديه اي از من بود فقط نگاه ميكني همين...
 



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت 10:57 بعد از ظهر  توسط   | 



كابوس...

مي دونم فراموشم كرده ،نمي دونم فراموشش كنم يا نه؟


شعله ي عشقش را تو دلم خاموشش كنم يا نه؟


چقدر يواش و بي صدا به خوابم پا گذاشت، مي ترسيد از خواب بپرم


فكر كردم اگه مي دونست چقدر دوستش دارم

 
و چقدر خوشحالم مي كنه اينطور آروم نمي اومد


ولي اون پيشم نيومد و فقط از خوابم گذر كرد


دنبالش كردم و ديدم كه به خواب ديگري رفت

 
ناخودآگاه چشمانم بسته شد ، خارج شدم


و چشم بسته در روياها گم شدم

 
كمكم كنيد ، يه نفر دستم را بگيرد


راه بيداري را پيدا نمي كنم يكي بيدارم كند

 
كابوس ولم نمي كند من خودم را گم كرده ام


        كاش كه اون فقط يه كابوس بود و بس



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/15ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط   | 



عشق من...

عشق من ناز نكن بغض ما پايان ميگيره


يه روزي دست زمونه تو رو از من ميگيره


وقتي تنها با تو بودن واسه من زندگيه


تو رو ديدن.تو رو خواستن ركني از من ميگيره

 
عشق من قلب اين عاشق با تو آروم ميگيره


همه ناله هاي من از اون نگاهت دوريه


تو رو ديدن.تو رو خواستن تو رو هر جا ميبينم


بي تو و عشق تو من هميشه تنها ميمونم


عشق من عاشقتم تكرار هر شبانته


همه حرف هام بخدا از عشقو از صداقته


با تو بودن توي دنيا واسه من نهايته


عشق من بي كسيو شب با تو پايان ميگيره


همه رگ هام از حرارت نگاهت خون ميگيره


با تو بودن توي دنيا واسه من نهايته


تو گمون كردي بري خاطره هاتم ميميره

 
روزهاي رفته برام رنگ سياهي ميگيره


اگه صد بهارو پاييز واسه تو گريه كنن


نميدونم كه تو رو ميشه از ياد ببرم


من همون عاشقتم تا كه چشمام بارونيه


همه ناله هاي من از اون نگاه دوريه


تو رو ديدن توي دنيا واسه من نهايته


عشق من بي كسيو شب با تو پايان ميگيره


همه رگ هام از حرارت نگاهت خون ميگيره


                 با تو بودن توي دنيا واسه من نهايته

 


 



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/01ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط   | 



looooove is

Love is:when life is lonely in his absence


Love is:when the only view you notice is him


Love is:sometimes doing the things he likes


Love is:when he spoils you


Love is:proposing to him


Love is:when you'd rather fight than lose him


Love is:wondering why he chose you


Love is:being the first thought to pop into his head


Love is:keeping all his love letters


Love is:sometimes dangerous


Love is:wanting to be alon with him


Love is:knowing he remembered


Love is:following him anywhere


Love is:not taking him for granted


Love is:hearing him say he loves you

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/24ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط   | 



میخوام بهت بگم

 ميخواهم بهت بگم ولي روم نميشه


ديگه بايد بگم شايد هم دير شده


ولي اگه نگم از غصه ميميرم


اگه بگم بهت يه جور ديگه ميميرم


آخه نميدوني دارم چي ميكشم


از عشق تو ديگه دارم ديوو نه ميشم


مگه نگفتم نميدوني مگه تو


توي هفت آسمونم هميشه بودي تو


هميشه من تو رو ميخواستم.من تو رو


هر شب ميخوام ببينم من تو رو


ديگه نرو نگو نميبينم تو رو


نسوزون دل خسته و بي كس منو


بدون ميخوام تنها برم تا آخر خط


از همه گذشتم واسه تو فقط


حيف مال يكي ديگست چشماي تو


بهتره تا آخرم نفهمي تو


هميشه من تو رو ميخواستم.من تو رو


هر شب ميخوام ببينم من تو رو


ديگه نرو نگو نميبينم تو رو


نسوزون دل خسته و بي كس منو


بدون ميخوام تنها برم تا آخر خط


از همه گذشتم واسه تو فقط


حيف مال يكي ديگست چشماي تو


      بهتره تا آخرم نفهمي تو.

 



+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 10:15 بعد از ظهر  توسط   | 



قصه تلخ سادگيم

 

نمي دونم از كجا شروع كنم قصه تلخ سادگيمو


نمي دونم چرا قسمت ميكنم روزهاي خوب زندگيمو


چرا تو اول قصه همه دوستم مي دارن


وسط قصه ميشه سر به سر من ميذارن


تا مي خواد قصه تموم بشه همه تنهام ميذارن


مي تونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم


مي تونم مثل همه يك عشق بادي بسازم تا با يك نيش و زبون


بتركه و خراب بشه تا بيان جمعش كنن حباب دل سراب بشه


مي تونم بازي كنم با عشق و احساس كسي


مي تونم درست كنم ترس و دلواپسي


مي تونم دروغ بگم تا خودمو شيرين كنم


مي تونم پشت دل ها غايم بشم كمين كنم


ولي با اين همه حرفها


باز مثل اونام يه دروغگو ميشمو هميشه ورد زبونام


يه نفر پيدا بشه كه بهم بگه

 
با چه تيري اوني كه دوستش دارم شكار كنم


من بايد از چي بفهمم چه كسي دوستم داره


                        تو دنيا اصلا عشق واقعي وجود داره؟




+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/17ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط   | 



بيا با من بگو....

بیا با من بگو.....................

 

بیا با من از دل تنگی هایت بگو ...

 

تا با تو از دل مردگی هایم بگویم...

 

بیا با من از تشنگی گلهای احساست بگو

 

 تا با تو از پژ مردگی باغ ارزوهایم بگویم

 

بیا با من از گریه شب های تنهاییت بگو ...

 

تا با تو از های های روز های بی کسی ام بگویم

 

بیا با من از وسعت درد هایت بگو

 

 تا با تو از بی نهایت رنجهای کشیده ام بگویم

 

بیا با من از سکوت دنیای خاموشت بگو...

 

تا با تو از همهمه زنبور های مزاحمی بگویم

 

 که هردم بر گل دلم نیش مزدند

 

بیا با من از نم نم باران اشکهایت بگو

 

تا با تو از باران های بی پایان اسمان چشمانم بگویم

 

بیا با من از قصهءغصه دوری اش بگو ...

 

تا با تو از نشنیده قصه های پر غصه هجرتش بگویم ...

 

بیا با من بگو.............................................



+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08ساعت 9:8 بعد از ظهر  توسط   | 



ساحل

 دخترک با دقت تمام داشت بزرگترين قلب ممکن را توي ساحل با يک چوب روي ماسه ها ترسيم مي کرد.
شايد فکر مي کرد که هر چه اين قلب را بزرگتر درست کند
يعني اينکه بيشتر دوستش دارد
بعد از اينکه قلب ماسه ايش کامل شد سعي کرد با دستهايش

گوشه هايش را صيقل دهد تا صاف صاف شود

شايد مي خواست وقتي دريا آن را با خودش مي برد،

اين قلب ماسه اي جايي گير نکند!

از زاويه هاي مختلف به آن نگاه کرد، شايد مي خواست اينطوري

 آنرا خوب خوب بشناسد

و مطمئن شود همان چيزي شده که دلش مي خواست!


به قلب ماسه ايش لبخندي زد و از روي شيطنت هم

يک چشمک به قلب ماسه اي هديه داد.

 دلش نيامد که يک تيرماسه اي را به يک قلب ماسه اي شليک کند

براي همين هم خيلي آرام چوبي را که در دستش بود

مثل يه پيکان گذاشت روي قلب ماسه اي

حالا ديگر کامل شده بود و فقط نياز به مواظبت داشت.

 نشست پيش قلب ماسه اي و با دستش

قلب ماسه اي را نوازش کرد

 و در سکوت به قلب ماسه اي قول داد تا هميشه مواظبش باشد

براي اينکه باد قلبش را ندزدد با دستهايش

 يک ديوار شني دور قلبش درست کرد.

دلش مي خواست پيش قلب ماسه ايش بماند ولي وقت رفتن بود.
نگاهي به قلب ماسه اي کرد و رفت

چند قدمي دور نشده بود که دوباره برگشت

 و به قلب ماسه اي قول داد که زود برگردد و بقيه راه را دويد

فردا صبح دخترک در راه براي

قلب ماسه اي گلي چيد و رفت به ديدنش.

وقتي به قلب ماسه اي رسيد، آرام همانجا نشست

 و گلها را پرپر کرد و بر روي قلب ماسه اي ريخت

قلب ماسه اي با عبور چرخ يک ماشين ...........



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/04ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط   | 



دوستت دارم فقط همین

دوستت دارم به آن اندازه اي كه عاشقم،عاشق يك عشق واقعي،عاشق

تو 

عاشقي كه براي رسيدن به تو لحظه شماري

 ميكند

به عشق اي لحظه هاي انتظار دوستت

دارم...

به اندازه تمام لحظه هاي زندگي ام تا آخر عمرم

عاشقم! 

به عشق اينكه تو را تا آخرين نفس دارم،دوستت

دارم! 

به عشق آمدن باران و به اندازه تمام قطره هاي باران دوستت

دارم! 

به اندازه تمام ستاره هاي آسمان دوستت

دارم!                                                                                                                   
به عشق ديدنت بي قرارم،

حالا كه تو را دارم هيچ غمي جز غم دلتنگي ات در دل

ندارم، 

به  اندازه تمام لحظه هاي بي قراري و دلتنگي دوستت

دارم.....                                                                                               
من كه عاشق چشمهايت هستم عاشق گرفتن دستهاي مهربانت

هستم، 

به عشق نگاه به آن چشمهاي زيبايت دوستت

دارم......                                                                                                        
لحظه هاي عاشقي با تو چقدر شيرين است،

آنگاه كه با تو هستم يك لحظه تنها ماندن نفسگير است!   

به شيريني لحظه هاي عاشقي دوستت

دارم!                                                                                                                      
من كه تنها تورا دارم،از تمام دار دنيا تنها تو را ميخواهم،

تو تنها آرزويم هستي  

به اندازه تمام آرزوهايم كه تنها تويي،

به اندازه دنيا كه ميخواهم دنيا نباشد و تنها تو براي من باشي،

به اندازه همان تنهايي كه يا تنها با تو هستم يا تنها به

یاد تو                                                                                                                             
اي عشق من، اي بهترينم به عشق همه اين عشقها دوستت دارم!


خيلي وقته ديگه بارون نزده


رنگ عشق به اين خيابون نزده


خيلي وقته ابري پرپر نشده


دل اسمون سبك تر نشده


مه سرد رو تن پنجره ها


مثل بغض توي سينه ي منه


ابر چشام پر اشك اي خدا


وقتشه دوباره بارون بزنه


خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده


قلبم از دوري تو بد جوري دلتنگ شده


بعد تو هيچ چيزي دوست داشتني نيست


كوه غصه از دلم رفتني نيست


حرف عشق تورو من با كي بگم


همه حرفا كه اخه گفتني نيست


خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده


قلبم از دوري تو بد جوري دلتنگ شده



+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط   | 



دوستت دارم

 

                             doostet

       اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارمدوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
                                   

       

  بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com         



+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/30ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط   | 



سفر عشق

گفتم : سفر عشق تو دشوارترین است   

  گفتا : چه توان کرد ره عشق همين است  

 گفتم : خطر مرگ به هر گوشه نهان است

 گفتا :آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است

 گفتم : که ندانسته در این چاه فتادم 

 گفتا : که من این بند به پا یت ننهادم

 گفتم : گنه کار دل بی سرو پا بود

 گفتا : که نگو ! بهر تب عشق دوا بود

 گفتم : چه کنم تا که ببینم دگرت باز

 گفتا : زچه این فکر نکردی تو از آغاز

 گفتم : نرود در همه شب چشم مرا خواب

 گفتا : به از این چیست ؟ ببین صورت مهتاب

 گفتم :ره آزادیم از عشق کدام است؟

 گفتا : این ره مرگ است که پایان کلام است

 گفتم : چو بمیرم به ره عشق چه سود است؟

 گفتا : که ،نه این مرحله ی گفت وشنود است  

        برخیز که نه ننگ به جا ماند ونه نام  

                   عاشق شو و از یاد ببر سختی ایام



+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/29ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط   | 



و اما عشق...

 

عشق نمیپرسه تو کی هستی؟ فقط میگه :تو مال منی

عشق نمیپرسه اهل کجایی؟ فقط میگه :توی قلب من زندگی میکنی

عشق نمیپرسه چی کار میکنی؟ فقط میگه :باعث میشی قلب من به ضربان بیفته

عشق نمیپرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه :همیشه بامنی

عشق نمیپرسه دوستم داری؟ فقط میگه :

دوستت دارم

 

 

  خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir                        



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/28ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط   | 



چرا رفتی...

نپرسیدم چرا رفتی
فقط گفتم بری کِی برمیگردی
ولی رفتی و دیگه برنگشتی

نترسیدم توو تنهایی
فقط ترسیدم از اینکه نیایی
دیگه شد باورم که بی وفایی

بگو تنهام گذاشتی چرا
بگو دوستم نداشتی چرا
دلم رو شکستی بی صدا
بگو دوستم نداشتی چرا

دوستت دارم بخــــدا

تنهام نذار اشکامو ببین
تنهام نذار بیا پیشم بشین
من بی تو می میرم
بگو دستاتو میگیرم
دوستت دارم فقط همین

تنهام نذار اشکامو ببین
تنهام نذار دیگه تو بعد ازین
من بی تو می میرم
بگو دستاتو میگیرم
دوستت دارم فقط همین


نپرسیدم چرا رفتی
فقط ترسیدم از اینکه نیایی
دیگه شد باورم که بی وفایی

نترسیدم توو تنهایی
ولی ترسیدم از اینکه نیایی
دیگه شد باورم که بی وفایی

بگو تنهام گذاشتی چرا
بگو دوستم نداشتی چرا
دلم رو شکستی بی صدا
بگو دوستم نداشتی چرا

دوستت دارم بخدا

تنهام نذار اشکامو ببین
تنهام نذار بیا پیشم بشین
من بی تو می میرم
بگو دستاتو میگیرم
دوستت دارم فقط همین

تنهام نذار اشکامو ببین
تنهام نذار دیگه تو بعد ازین
من بی تو می میرم
بگو دستاتو میگیرم
دوستت دارم فقط همین

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/27ساعت 9:29 بعد از ظهر  توسط   | 



شب...سکوت...تنهایی

          تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان   بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

شبي از پشت يک تنهايي نمناک و باراني ترا با لهجه گلهاي نيلوفر صدا کردم

 تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم پس ازيک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس 

 تو را از بين گلهايي که در تنهايي ام روييد با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشمهايم را بروي اشکي از جنس غروب ساکت و نارنجي خورشيد وا کردم

نمي دانم که چرا رفتي

نمي دانم چرا شايد خطا کردم

و تو بي آن که فکر غربت چشمان من باشي

  دانم کجا تا کي براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد

و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد

 و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت

 تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود

و بعد از رفتنت انگار کسي حس کرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت

کسي حس کرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

کسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

 و من با آنکه مي دانم تو هرگز ياد من را با عبور نخواهي برد

هنوز آشفته چشمان زيباي توام

برگرد ...

.ببين که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

کسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت

تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتي ما بين اشک و حسرتو ترديد

کنار انتظاري که بدون پاسخ و سردست

و من در اوج پاييزي ترين ويراني يک دل

ميان غصه اي از جنس بغض کوچک يک ابر

نمي دانم چرا شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/27ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط   | 



با تو

باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
باتو،آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
باتو،کوه ها حامیان وفادارخاندان من اند
باتو،زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
ابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند
وطناب گاهواره ام را مادرم،که در پس این کوه هاهمسایه ی ماست در دست خویش دارد  باتو،دریا با من مهربا نی می کند
باتو، سپیده ی هرصبح بر گونه ام بوسه می زند
باتو،نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
باتو،من با بهار می رویم

بی تو،رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو،آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو،کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو،زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است
که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر،کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند
بی تو،دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو،پرندگان این سرزمین،سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو،سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو،نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو،من با بهار می میرم
بی تو،من در عطر یاس ها می گریم
بی تو،من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.
بی تو،من با هر برگ پائیزی می افتم.بی تو،من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو،من زندگی را،شوق را،بودن را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی رااز یاد می برم
بی تو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهاییاین بی کسی،نگهبان سکوتم،حاجب درگه نومیدی،

راهب معبد خاموشی،سالک را ه فراموشی ها،

باغ پژمرده ی پامال زمستانم

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com                                           



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/27ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط   | 



عشق

 
سفر کردم که از عشقت جدا شم

دلم می خواست ديگه عاشق نباشم

 ولی عشقت تو قلبم مونده ... ای وای
 
دل ديوونه مو سوزونده ... ای وای
 
هنوزم عاشقم ، دنيای دردم
 
مثل پروانه ها دورت می گردم
 
 سفر کردم که از يادم بری ، ديدم نميشه
 
آخه عشق يه عاشق با نديدن کم نميشه 
 
 
 
غم دور از تو موندن ، يه بی بال و پرم کرد
 
رفت از ياد من عشق ، سفر عاشق ترم کرد
 
هنوز پيش مرگتم من ، بميرم تا نميری
 
خوشم با خاطراتم ، اينو از من نگيری
 
دلم از ابر و بارون ، به جز اسم تو نشنيد
 
تو مهتاب شبونه ، فقط چشمام تو رو ديد
 
نشو با من غريبه ، مثل نامهربونا
 
بلا گردون چشمات ، زمين و آسمونا
 
می خوام برگردم اما ، می ترسم ، می ترسم
 
بگی حرفی نداری
 
بگی عشقی نمونده ، می ترسم ، می ترسم
 
بری تنهام بذاری
 
هنوز پيش مرگتم من ، بميرم تا نميری
 
خوشم با خاطراتم ، اينو از من نگيری
 
تو رو ديدم تو بارون ، دل دريا تو بودی
 
 تو موج سبز سبزه ، تن صحرا تو بودی
 
مگه ميشه نديدت ، تو مهتاب شبونه
 
مگه ميشه نخوندت ، تو شعر عاشقونه
 
می خوام برگردم اما ، می ترسم ، می ترسم
 
 بگی حرفی نداری
 
بگی عشقی نمونده ، می ترسم ، می ترسم
 
بری تنهام بذاری...
 


+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/25ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط   | 



درباره وبلاگ


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
آماده سازی قالب
طراح قالب


بايگاني
هفته اوّل آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387


پیوندها
گالری 2008
اپیدم
عشق منی تو...
sandra2008
betssi
My Love
ياس2007
Aram1997
niloofaraneh
کامران و هومن
Angel
آریان نفسم
بگو چه وقت.دلم را از یادخواهی برد
جیران(خیلی قشنگه مگه نه؟)
وب نویس
.:: قالب ساز ::.
طراح قالب


آخرین نوشته ها
دارم میرم...
دیدن تو...
تنهاترین عاشق...
پیشم بمون...
قصه تو.قصه من...
قسمت نبود...
کسی بجز تو یارمن نیست...
وقتی که عاشقم شدی...
آرزو...
بی تو...


لوگوی دوستان




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس